»   پایگاه اطلاع رسانی مسجدامیرالمومنین.ع شهرک نفت اهواز  M a s j e d N a f t   ا 

 

حاشيه ضيافت افطار رهبرانقلاب با دانشجويان

صف هاي جلوتر يکباره روي پا بلند مي شوند و هزاران جفت چشم ناگهان قد و قامتي را از ورودي حسينيه تا کنار صندلي دنبا ل مي کند و پرده پرده اشک است که مزاحم نگاهها مي شود. بعد از اين همه انتظار. حالا ديگر مهمان با سابقه و تازه وارد را نمي شود از هم تشخيص داد، چشم ها به وصال رسيده اند و آتش بيار معرکه عشق شده اند و حالا صداي شعارها است و دست هايي که محکم تر از هميشه بالا مي رود و آقاست و آقا و ديگر هيچ...

1- کساني که سالهاي قبل مهمان سفره افطار آقا بودند در صف کفش داري با آب و تاب براي تازه وارد ها صحبت مي کنند . از ساعت شروع برنامه تا بخش هاي مختلف آن تا زمان ورود آقا و صحبت کردن ايشان و نماز جماعت و خلاصه لحظه به لحظه را بدون کم و کاست براي دوستانشان تعريف مي کنند. از هر دري هم که مي گذرند با افتخار جلو مي روند و مي گويند حالا بايد از اين طرف برويم، حالا نوبت کفش هاست، حالا کارت را مي گيرند و ... بازار پز دادن داغ است اما نه پز ظاهر و سواد و از اين حرف ها. اينجا هر کس بيشتر مهمان شده باشد به مهماني چنين ميزباني به خود مي بالد و مدام پز مي دهد.

2- حسينيه امام خميني همان بيت رهبري معروف و معهود حالا ظرفيتش تکميل است. نيمي از فضاي حسينيه با سفره هاي افطار پر شده و نيم ديگرش که مقابل جايگاه است با جماعت دانشجو. هنوز تا زماني که ميهمانان سابقه دار براي ورود آقا تخمين مي زنند ساعتي مانده اما با همه شلوغي و فشردگي جمعيت پشت ستون ها خالي است چون همه جاي نشستنشان را با صندلي آقا تنظيم مي کنند. انگار همه موضوعيت اين مهماني برايشان ديدن روي ماه آقاست. که هيچ کس حتي بحثي هم بر سر نشستن يا ننشستن پشت ستونها ندارد.

3- پرژکتورهاي حسينه روشن که مي شود همه يک باره نيم خيز مي شوند حتي همان سابقه دارها هم گاهي از اين نيم خيز شدن ها رو دست مي خورند و روي زانوهايشان بلند مي شوند، اما هنوز خبري از آقا نيست. کم کم صلوات هاي پشت سر هم و بعد هم سرودهاي دست جمعي شروع مي شود. العجل مولاي جماعت دانشجو حسينيه را پر مي کند و ايهام شعرهايشان لبخندهاي اشک آلود را ميهمان بعضي از چهره ها مي کند.

4- ميکروفن ها چند بار تست مي شوند، صندلي و ميز آقا را هر چند دقيقه يک بار يک نفر مي آيد و مرتب مي کند و خلاصه رفت و آمدي برپاست. يک نفر ميان جمع به دوستانش مي گويد پشت پرده جايگاه شلوغ شده انگار خبرهايي هست وهنوز حرفش تمام نشده که صف هاي جلوتر يکباره روي پا بلند مي شوند و هزاران جفت چشم ناگهان قد و قامتي را از ورودي حسينيه تا کنار صندلي دنبا ل مي کند و پرده پرده اشک است که مزاحم نگاهها مي شود. بعد از اين همه انتظار. حالا ديگر مهمان با سابقه و تازه وارد را نمي شود از هم تشخيص داد، چشم ها به وصال رسيده اند و آتش بيار معرکه عشق شده اند و حالا صداي شعارها است و دست هايي که محکم تر از هميشه بالا مي رود و آقاست و آقا و ديگر هيچ...

5- قرآن زيبا تلاوت مي شود و اين آغاز کار است. مجري بعد از سلام و عرض ارادت شعر مجتبي زماني را مي خواند همان شاهکاري که بعد از نماز جمعه 29 خرداد آقا خلق کرد و الحق و الانصاف گل کاشت. اين شعر هم با تک مصراع هاي بي نظيرش حال و هوايي به مجلس مي دهد «رحم الله عمي العباس» تمام مي شود و همه حظ مي برند از اين انتخاب مجري.

6- قرار است طبق روال هر ساله نمايندگاه تشکل هاي دانشجويي و نخبه هاي علمي و فرهنگي يکي يکي پشت تريبون بيايند و حرف هايشان را با رهبر در ميان بگذارند. نماينده جامعه اسلامي آغاز مي کند و بعد از او يکي يکي نماينده ها مي آيند و متن هاي آماده شده اشان را مي خوانند. حادثه هاي بعد از انتخابات، ستاد مديريتي دانشگاه آزاد، انتخاب کابينه دهم و کوي دانشگاه و البته عرض ارادت و جان نثاري حرف مشترک همه تشکل هاست. در اين ميان نخبه هاي علمي و فرهنگي هم مي آيند و حرفهايشان را مي زنند و انصافا برخي از آنها دست روي نکته هاي خوبي هم مي گذارند.

7- چند نفري مي آيند و مي روند تا نوبت به بسيج دانشجويي مي رسد. نماينده بسيج حرف هايش که تمام مي شود از آقا اجازه دست بوسي مي خواهد ،تا کنار صندلي مي رود خم مي شود دست آقا را مي بوسد و بر پيشاني اش ميگذارد. با فرصت طلبي مجري نفرات قبلي هم از ميان جمع بر مي خيزند و براي دست بوسي مي روند و نماينده جامعه پيشتازي مي کند و چفيه آقا را مي گيرد که اين کارش با صلوات دانشجويان بدرقه مي شود و باز خيلي ها ميان جمع نيم خيز مي شوند و نگاههايشان را با اين آدم هاي خوشبخت تا ميان خطوط دست هاي آقا روانه مي کنند و ...

8- مبتکر طرح اردوهاي جهادي هم يکي از سخنران ها است، متن خوبي مي خواند و شعر زيبايي را حسن ختام حرف هايش مي کند و چفيه اي را که با خود آورده پيش آقا مي برد تا با بوسه اي متبرکش کند. ميان حرف هاي دانشجويان چندين بار جمعيت با تکبير هاي خود حرف دوستانشان را تاييد مي کنند و فرقي هم نمي کند از کدام گروه و کدام تشکل باشند. حرف حساب محکم و قاطع را که مي شوند همه با الله اکبر به استقبالش مي روند و از قضا اين الله اکبر ها در کلام نماينده اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل بيشتر تکرار مي شود. نماينده اين تشکل در حرف هايش از محاکمه افراد پشت پرده آشوب ها مي گويد و همه تاييد مي کنند و جايي هم هشدار مي دهد که اگر صحنه گردانان اصلي اغتشاش ها محاکمه و مجازات نشوند جنبش دانشجويي 13 آبان ديگري مي آفريند و اين جاسوس خانه داخلي را قطع مي کند. جمله اش به اينجا که مي رسد آقا که سرش پايين است و آرام آرام روي کاغذ چيزهايي ياد داشت مي کند نگاهش را بلند مي کند و با تبسمي ديدني به نماينده انجمن اسلامي دانشجويان مستقل خيره مي شود.

9- نماينده انجمن حرف هايش را با لبيک يا خامنه اي تمام مي کند و جماعت که به تکرار اين جمله مي نشينند او براي عرض ارادت روي سن مي رود اما به جاي اينکه به مانند ديگران خم شود و دست آقا را ببوسد، پيش روي او زانو مي زند و دست هايش را مي بوسد و چند کلام خصوصي تر هم مثل بقيه آنجا به آقا مي گويد و آقا هم دستي بر سرش مي کشد و روانه اش مي کند.

10- حرف هاي دانشجويان که کمي بيشتر از زمان مشخص به درازا مي کشد، جمعيت با صلوات هاي پي در پي از دوستانشان مي خواهند کلام را کوتاه کنند تا وقتي هم براي شنيدن حرف هاي آقا بماند. زمان کمي تا اذان باقي مانده و آقا صحبت هايش را بلافاصله آغاز مي کند و در همان ابتدا هم نشاط و گاهي شيطنت دانشجويان را به حساب جواني اشان مي گذارد و مي گويد جلسه همان جوري است که يک جلسه جوان بايد باشد.

11- حرف هاي آقا مثل هميشه نغز و شنيدني است. آقا به سوال هاي تکرار شده در صحبت دانشجويان پاسخ مي دهد. از حمايت منطقي و به جايش از نقاط قوت دولت مي گويد و حساب نقاط ضعف را از اين حمايت جدا مي کند. از دستور پيگيري حادثه کوي دانشگاه مي گويد و اينکه قرار نيست هر چيزي علني گفته شود و کار تبليغاتي را دوست ندارد. از مصلحت انديشي هاي درست مي گويد و اينکه هميشه هم مصلحت مقابل حقيقت نيست و اصلا مصلحت خود مصداقي از حقيقت است. آقا دانشجويان را افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرم مي نامد و هشدار مي دهد که مبادا در قضاياي سياسي کوچک و حقير دانشگاه تحت تاثير قرار بگيرد و کار علمي اش متزلزل شود. آقا در پاسخ به سوال نماينده دانشگاه آزاد که تعريف عدالت را از رهبري خواسته بود مي گويد من نبايد اينجا بحث فلسفي عدالت براي شماست راه بياندازم، خودتان بايد دنبالش برويد و پيدا کنيد و بعد هم با خنده ادامه مي دهد تازه اين آقا که از ما خواست در يک جمله هم بگوييد و دانشجويان اين مذاح آقا را با خنده اي بدرقه مي کنند. آقا باز هم حکايتي از کسي که مي خواست پسرش يک شبه فقيه شود چاشني اين کلامش مي کند و دانشجويان باز هم مي خندند.

12- با نوشته اي به آقا پيغام مي دهند که 10 دقيقه اي از اذان مغرب گذشته، آقا حرف هايش را با تذکري به دانشجويان تمام مي کند و مي گويد مراقب باشيد و افراط نکنيد گرچه شور و تحرج و تندي ويژگي جوان است و ما هم در دوران جواني همين طور بوديم، اما از ما بشنويد و تندي نکنيد. در پايان هم به دانشجويان مي گويد اين را هم بدانيد که اصل قضاياي بعد از انتخابات خلاف انتظار ما نبود گرچه اشخاصي که وارد شدند خلاف انتظار بود. حرف هاي آقا ناتمام مي ماند و چون زمان گذشته است آقا بلافاصله سرسجاده مي رود و به نماز مي ايستد. دانشجويان هم به آقايشان اقتدا مي کنند و نماز مغرب تمام مي شود. آقا نافله مغرب را سريع مي خواند و عشا را باز هم براي جماعت دانشجو امامت مي کند و پس از آن نوبت به سفره هاي افطار مي رسد. ضيافت افطاري که ضيافت بودنش اين بار به حرمت ميزبان است نه ميهمان ونه آنچه در سفره گذاشته اند.

 

»   پایگاه اطلاع رسانی مسجدامیرالمومنین.ع شهرک نفت اهواز  M a s j e d N a f t   ا