حميد رسايي نماينده اصولگراي مجلس

احمدي نژاد هم اصولگراست هم مقبوليت دارد

شمارش معكوس براي رسيدن به 22 خرداد و زمان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري آغاز شده و از هم‌اكنون رايزني گروه‌ها براي انتخاب گزينه اصلح و معرفي آن به مردم در حال شكل‌گيري است.

در اين شرايط دو گروه سياسي، اصلاح‌طلب و اصولگرا نيز در تلاش هستند كه با معرفي فرد مورد نظرشان بتوانند اداره مملكت براي 4 سال آينده را در اختيار بگيرند.

اصلاح‌طلبان در حال حاضر با گزينه ميرحسين موسوي و مهدي كروبي و اصولگرايان گزينه محمود احمدي‌نژاد و احتمالا محسن رضايي در تلاش براي ياركشي هستند. در اين ميان رسيدن به اجماع و نظر واحد براي معرفي كانديداي واحد از سوي دو طيف حرف اصلي در اين ميدان رقابت است.

گروه‌هاي اصولگرا عقيده دارند كه اجماع در اين طيف بدون هيچ‌گونه مشكلي در حال شكل‌گيري است و گزينه واحد آنان كسي جز محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور فعلي كه 4 سال سكان اداره كشور را به عهده داشته، نيست.

اين گروه‌ها عقيده دارند به دليل خدمات ارزشي دولت نهم و ارائه شايستگي‌ها در زنده‌ نگه‌داشتن ارزش‌ها، اين محمود احمدي‌نژاد است كه حرف آخر را در معرفي اين گروه مي‌زند.

اما از سوي ديگر در طيف اصلاح‌طلب حضور 2 كانديدا يعني ميرحسين موسوي و مهدي كروبي باعث شده اين استنباط به وجود آيد كه اجماع نهايي در اين گروه منوط به كناره‌گيري ديگري است و در شرايطي كه هر دو اين كانديداها صحبت از كنار نكشيدن مي‌زنند؛ رسيدن به اين هدف غيرممكن است.

حميد رسايي، نماينده تهران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس كه با انتساب به گروه رايحه خوش خدمت كه هدفش حمايت از دولت نهم بود پا به مجلس هشتم گذاشته است، عقيده دارد كه تاكنون اجماع نهايي در گروه‌هاي اصولگرا تا 70 درصد ايجاد شده و محمود احمدي‌نژاد فرد مورد نظر است.

وي هرگونه اختلاف در اين مسير را غيرواقعي مي‌داند و تاكيد دارد كه عملكرد رئيس‌جمهور و توانمندي وي باعث اجماع نهايي گروه‌هاي اصولگرا از احمدي‌نژاد است، اما وي عقيده دارد كه رسيدن به ائتلاف واحد بر سر گزينه مطلوب در جناح اصلاح‌طلب غيرممكن است چراكه اعتقادات دو كانديدا به دليل عملكرد طيف اصلاح‌طلب در گذشته باعث جدا شدن بسياري از خط و خطوط‌ها شده است. وي در گفتگو با جام‌جم نظرات و ديدگاه‌هاي خود درخصوص حمايت از رئيس‌جمهور فعلي و دلايلش براي به اجماع نرسيدن اصلاح‌طلبان را ارائه كرده است و در مورد اختلافات مجلس و دولت در روزهاي پاياني دولت نهم نيز مطالبي را گفته است.

فكر مي‌كنيد ساز وكار رسيدن به اجماع در بين اصولگرايان چه راهي است؟ اصلا آيا قرار است اجماعي صورت بگيرد؟

جريانات سياسي اگر براي رسيدن به اهدافشان از عقل سياسي برخوردار باشند، حتما تلاش خواهند كرد تا ساز و كار رسيدن به هدف را آماده كنند، بنابراين حتما جريان اصولگرايي به سمت و سوي اجماع حركت مي‌كند. طبيعتا اجماع در مواقعي اتفاق مي‌افتد كه اشتراك نظرها در اهداف، اصول و مباني بيش از 80  70 درصد باشد و الا اساسا اجماع قابل تحقق نيست. به نظر من جريانات اصولگرا در مباني و اهداف و در خيلي از امور با يكديگر اشتراك نظر دارند و اختلاف سليقه درشاخه‌هاي مختلف جريانات متعدد اصولگرا يا احزاب و شخصيت‌هاي آن خيلي جزئي است و ساز و كار آن هم يك چيز است، حاكم كردن مباني اصولگرايي در تصميم‌گيري‌ها به جاي حاكم شدن تعصبات و روابط حزبي. البته فكر مي‌كنم تا به حال در موضوع رياست جمهوري ما به يك اجماع 70 درصدي رسيده‌ايم.

آيا اجماع گروه‌هاي اصولگرا بر شخص خاصي است؟

بله. اگر مواضع احزاب و جريانات سياسي اصولگرا را رصد كنيم و اعلام مواضع آنها را ببينيم، شاهد يك اجماع 70 درصدي روي آقاي احمدي‌نژاد خواهيم بود كه البته به نظر من تا نيمه ارديبهشت به اين درصد افزوده خواهد شد و شايد در نهايت 10 درصدي گرايش‌هاي ديگري از خود نشان دهند.

يعني شما اجماع صددرصدي را قابل تحقق نمي‌دانيد؟

البته در يك جريان بزرگي مانند جبهه اصولگرايان همين ميزان توافق هم اتفاق كوچكي نيست. بالاخره حضور شخصيت‌هاي ديگر با پيشينه اصولگرايي، تعدادي را به حمايت از خود وامي‌دارد، ولي ما شخصيت مطرح راي‌آوري در اين سطح نداريم. البته تصميم مردم هم كاملا تابع جريانات سياسي نيست. مثلا در همين انتخابات نهم شما شاهد بوديد كه به نوعي اجماع ژنرال‌ها و جريانات سياسي اسم و رسم‌دار روي شخصيت‌هاي ديگر بود، گروه‌ها و احزاب به نوعي روي آقاي لاريجاني متمركز شده بودند و برخي جريانات روي آقاي قاليباف، اما شما خروجي انتخابات را فرد ديگري ديديد.

پس احتمال دارد كه در اين دور هم مردم بر خلاف اين اجماع تصميم بگيرند؟

در عالم سياست همه چيزي احتمال دارد، ولي حرف من به معناي مخالفت مردم با تصميم جريانات سياسي نيست. احمدي‌نژاد اگر به پايگاه اجتماعي خود نيفزوده باشد  كه حتما به عملكردش افزوده  به دلايل مختلف از همان پايگاه اجتماعي برخوردار است ولي قطعا بيشتر شده، نشانه‌هاي آن را در سفرهاي استاني يزد و اصفهان شاهد هستيد.

البته برخي اين استقبال و رويكرد مردم را عادي نمي‌دانند و عوامل خارجي را درآن موثر مي‌دانند، نظر شما چيست؟

فكر مي‌كنم اين موضعگيري‌ها نوعي بي‌احترامي به شعور مردم است. اين كه ما اقبال مردم به دولت نهم را نتيجه وعده شام و ناهار يا اعطاي گوني‌هاي سيب‌زميني بدانيم، بيش از آن كه از يك منطق سياسي  اجتماعي برخوردار باشد از يك منطق كور حزبي نشات مي‌گيرد. به نظرم اين نوع موضعگيري‌ها قبل از آن كه به دولت و رئيس آن آسيبي برساند، گويندگان آن را زير سوال مي‌برد. اگر اين سخنان مضحك را بخواهيم بپذيريم، بايد بگوييم كه مردم اصفهان خيلي به سيب‌زميني علاقه دارند!

وضعيت در جريان اصلاح‌طلبان را چطور ارزيابي مي‌كنيد، اجماع تحقق مي‌يابد؟

به نظرم در جريان اصلاح‌طلب به دليل اختلافات در مباني، اجماعي صورت نگيرد. اختلافات شخصيتي مانند آقاي كروبي با ساير جريانات و احزاب اصلاح‌طلب، اختلافات جزيي نيست، بلكه ريشه‌اي و مبنايي است. اصلا آنها مبنا و جهت‌گيري‌هاي همديگر را قبول ندارند يا آقاي ميرحسين موسوي الان يكي به نعل و يكي به ميخ مي‌زند. فكر مي‌كنم در اين طيف اجماع سياسي و اجتماعي به شكلي كه در اصولگرايان وجود دارد، صورت نگيرد.

آيا در انتخابات آتي، شوراي هماهنگي بين اصولگرايان ايجاد مي‌شود؟

بعيد مي‌دانم؛ چراكه اختلاف‌نظر در اين دوره از انتخابات به حد و اندازه‌اي نيست كه به تشكيل شوراي هماهنگي نياز باشد. در انتخابات رياست جمهوري دوره قبل به دليل اين كه كانديداها بدون سابقه رياست جمهوري وارد گود شده بودند، معلوم نبود چه كسي از مقبوليت اجتماعي برخوردار است، تشتت آرا و اختلافات زياد بود و يك شوراي هماهنگي نياز بود. در انتخابات مجلس هم به دليل اين‌كه تعدد كانديداها وجود داشت طبيعي بود كه اين شورا وجود داشته باشد؛ ولي در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري با توجه به عملكرد آقاي احمدي‌نژاد در 4 سال گذشته، هم مقبوليت وجود دارد، هم شرايط و ويژگي‌هاي اصولگرايي؛ بنابراين اصلا نيازي به آن ساز و كار نيست.

سهم رايحه خوش خدمت در رسيدن به اجماع در انتخابات چقدر است؟

البته رايحه خوش‌ خدمت وجود خارجي ندارد. در يك مقطعي حاميان آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات شوراها خود را رايحه خوش‌ خدمت ناميدند كه دوره آن تمام شد و حالا چيزي به اين نام وجود خارجي ندارد، اما اگر منظور نيروهايي است كه به هر ترتيب حامي دولت هستند بايد گفت آنها هم به اندازه يك جريان و تفكر و به عنوان مجموعه‌اي از نيروها در ميان بدنه جريان اصولگرايي در تلاش هستند.

شما گفتيد آقاي ميرحسين موسوي يكي به نعل مي‌زند يكي به ميخ. ورود ميرحسين موسوي به انتخابات چه تاثيري بر نظرات اصولگرايان دارد و ورود ايشان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

فكر مي‌كنم ورود آقاي ميرحسين موسوي به انتخابات و بازگشتش به سياست نتيجه گفتمان موفق دولت نهم در طول اين 4 سال بود. بخشي از شخصيت آقاي موسوي از جنس شعارها و رفتارهايي است كه دولت نهم آنها را در اين سال‌ها زنده كرد. مردم‌گرايي، توجه به محرومان، مواضع ضداستكباري، تاكيد بر گفتمان امام، ساده‌زيستي و... اينها اموري است كه در اين دولت احياي مجدد شد. با زنده شدن اين امور به نوعي فضا براي مطرح كردن مجدد افرادي مثل آقاي ميرحسين موسوي كه سوابقش با اين موضوعات به نوعي تنيده شده، ايجاد شد. البته آقاي موسوي در كنار اين ويژگي‌هاي مثبت، نكات منفي ديگري دارد كه نمي‌توان از كنارش بسادگي گذشت و در حقيقت يك نوع تضاد و پارادوكس را در ايشان نشان مي‌دهد.

چه ويژگي‌هايي نشانه اين پارادوكس در آقاي موسوي است؟

ببينيد، آقاي موسوي در مصاحبه اخيرش رسما اعلام كرد كه به مشاورت عالي آقايان خاتمي و هاشمي افتخار مي‌كند. اين سخن يعني ايشان به بسياري از اتفاقات اين دوره‌ها افتخار مي‌كند، به سياست‌هاي مديريتي دوره سازندگي كه اخلاق مديران را در كشور تغيير داد و باعث شكاف و فاصله بين مردم و مسوولان شد، به سياست‌هاي اقتصادي آن دوره كه به جاي توزيع ثروت در بين قشر ضعيف، به مرفهان بي‌درد بيشتر رسيد، به عدم مبارزه جدي با فسادهاي اقتصادي، به پرخرجي‌هاي دولت سازندگي.

به نظرم در جريان اصلاح‌طلب به دليل اختلافات در مباني اجماعي صورت نمي‌گيرد

غش و ضعفي كه امروز آقاي موسوي براي آقاي خاتمي مي‌رود نشان مي‌دهد كه ايشان به اتفاقات ضدفرهنگي دوره اصلاحات راضي بوده، به زير سوال رفتن ارزش‌هاي ديني و انقلابي، به طراحي‌ها و حملاتي كه براي حذف ولايت فقيه مي‌شد، به تخريب‌هايي كه نسبت به ارگان‌هاي انقلابي شد و بسياري ديگر از پلشتي‌هاي دوره اصلاحات. متاسفانه ما در دوره قبل شاهد زنده شدن ساده‌زيستي، مردم‌داري، مقاومت و اصرار بر ارزش‌ها، اشداء علي الكفار نبوديم و اين يعني تضاد در آقاي موسوي.

ولي آقاي موسوي در اين دوره بيشتر سكوت كرد، شما اين سكوت را چطور تعريف مي‌كنيد؟

تا قبل از اين مواضع جديد آقاي موسوي، يكي مثل من اين سكوت را نوعي اعتراض مي‌دانست كه البته باز قابل دفاع نبود؛ يعني سكوت در برابر اتفاقات انحرافي دوره اصلاحات خودش عذر بدتر از گناه بود ولي همان طور كه عرض كردم، غش و ضعف‌هايي كه امروز آقاي موسوي براي اصلاح‌طلبان مي‌رود نشان مي‌دهد كه سكوت 20 ساله ايشان بيش از اين كه يك سكوت اعتراض‌آميز باشد، يك سكوت موافقت‌آميز بوده و به نوعي ايشان موافق سياست‌ها و جهت‌گيري‌ها و عملكرد‌هايي است كه در طول اين سال‌ها بوده. اساسا جدا شدن شخصيت‌هايي مانند آقاي كروبي از جريان اصلاح‌طلبي به دليل همين انحرافاتي بود كه در دوره آقاي خاتمي ايجاد شد و آقاي خاتمي هم نتوانست جلوي آنها را بگيرد.

ظاهرا بعضي از اصولگرايان به آقاي ميرحسين موسوي گرايش دارند؛ هرچند كه بعضي از روحانيون و اعضاي جامعه روحانيت هم اين را ابراز كرده‌اند و گفته‌اند آقاي ميرحسين با توجه به سابقه‌اي كه داشته مي‌تواند جذب آرايي از سوي اصولگرايان داشته باشد، نظر شما چيست؟

البته اين نظر يكي دو نفر بيشتر نبوده و به جامعه روحانيت هم ارتباط ندارد. برخلاف آنها من فكر مي‌كنم اصولگرايان اگر  بر فرض محال  در برابر انتخاب موسوي يا كروبي قرار بگيرند، آقاي كروبي را بر موسوي ترجيح بدهند البته همان طور كه گفتم اين اظهارنظرات خيلي محدود بوده كه آن هم بيشتر قبل از اظهارنظرهاي اخير و مواضع آقاي موسوي بود. به نظرم بيشتر يك جنگ رواني است كه پس از كنار رفتن خاتمي، اصلاح‌طلبان براي توجيه حمايت از موسوي و عدم حمايت از كروبي مطرح كردند. البته در شخصيت‌هاي مشهور به اصولگرايي كساني هستند كه از اين جنگ رواني براي گروكشي و امتيازگيري از احمدي‌نژاد استقبال مي‌كنند، البته به دليل شناخت ناقصشان از رئيس دولت نهم اشتباه مي‌كنند. لذا من بخشي از اين اظهارنظرها را واقعي نمي‌دانم و فكر نمي‌كنم كه تا روزهاي آخر كسي از جبهه اصولگرايي حمايت خود از آقاي موسوي را علني كند.

يعني برخي اصولگرايان مي‌خواهند گروكشي كنند؟

در همان 10 يا 20 درصدي كه تاكنون حاضر به اعلام حمايت از احمدي‌نژاد نشده‌اند، كساني هستند كه وقتي ادبياتشان را ورق مي‌زنيم، نوعي ادبيات گروكشي و امتيازگيري را در آن شاهديم.

پس بزرگاني هستند كه به دنبال امتياز خاصي هستند؟

من نگفتم بزرگان، اتفاقا اين نوع آدم‌ها خيلي كوچكند هرچند شايد خودشان را بزرگ ببينند. من گفتم كه در جبهه اصولگرايي 70 تا 80 درصد اجماع روي آقاي احمدي‌نژاد است و 20 تا 30 درصد اختلاف نظر است كه البته آنها هم به اجماع نزديك مي‌شوند؛ ولي در اين بين هستند معدود كساني كه ادبيات گروكشي و امتيازگيري دارند.

با توجه به شاخص‌هايي كه فرموديد فكر مي‌كنيد اصلاح‌طلبان در انتخابات چطور وارد شوند و از ميرحسين موسوي حمايت كنند؟ ارزيابي شما از اين موضوع چيست؟

اصلاح‌طلبان بعد از انصراف آقاي خاتمي در بين‌شان تشتت و از هم پاشيدگي ايجاد شده به گونه‌اي كه هنوز نتوانسته‌اند خودشان را جمع و جور كنند؛ چون به هر ترتيب بخشي از اصلاح‌طلبان و شخصيت‌هاي موثر آنها نگاهشان به آقاي موسوي نگاهي همراه با اعتماد نيست. آقاي موسوي به دليل اين كه در طول اين 20 سال ساكت بوده و مواضعش همان طور كه گفتم يكي به نعل و يكي به ميخ است، فكر مي‌كنم نه در اصولگرايان و نه در اصلاح‌طلبان از پايگاه جامعي برخوردار نشود. شايد آقاي كروبي از وضعيت بهتري برخوردار باشد، اما قطعا بعد از سفرهاي استاني ميرحسين موسوي و ميزان استقبال و نگاه مردم، مشخص خواهد شد اين جريان به شكل جدي چه خواهد كرد.

البته من اين احتمال را نيز دور از واقعيت نمي‌دانم كه پس از سفرهاي استاني آقاي موسوي و عدم استقبال از وي، جريان بازگرداندن خاتمي فعال شود.

چرا آقاي خاتمي كنار كشيد؟

آقاي خاتمي همان طور كه خودش در بيانيه‌اش اعلام كرد، برآورد عمومي‌اش اين بود كه برخلاف آن چيزي كه فكر مي‌كرد، اقبال مردم و سبد راي‌اش قابل توجه نيست و تاكيد داشت اگر انتخابات به دور دوم كشيده شود، برايش يك شكست است. اين اعتراف خاتمي نشان مي‌دهد كه وي احتمال عدم جلب آراي مردم را خيلي نزديك به واقع مي‌دانست.

در خبرهايي كه ما از استان‌ها داريم، در شيراز و بوشهر استقبال آن طور كه اصلاح‌طلبان برآورد كرده بودند نبود، به اضافه اين كه آقاي خاتمي برخلاف نظر آقاي موسوي در يك اقدام غيراخلاقي وعده آمدن خودش يا موسوي را داده بود. بعد از آمدن آقاي موسوي، باقي ماندن خاتمي در ميدان انتخابات، اقدام غيراخلاقي دوم وي به حساب مي‌آمد كه تبعات زيادي براي وي داشت.

پس شما اعتقاد داريد چون ايشان جايگزينش را آقاي ميرحسين معرفي كرد و گفت يا من مي‌آيم يا ميرحسين، به اين خاطر كنار كشيد؟

يك دليلش اين بود. بالاخره چون ايشان اين ادعا را كرده بود و اگر مي‌خواست باقي بماند برايش هزينه داشت، براي همين تلاش كرد ميرحسين وارد گود نشود. حتي در آخرين مرحله آقاي خاتمي دو پيشنهاد به آقاي ميرحسين كرد، يكي اين كه موسوي جدي بماند و خاتمي كنار برود و ديگر اين كه هر دو بمانند و پس از برآوردي از راي همديگر تا فاصله ارديبهشت‌ماه يكي بماند، با اين همه ‌اي كاش آقاي خاتمي در ميدان مي‌ماند.

شما فرموديد آقاي كروبي قابليت راي‌آوري بيشتري را بين مردم دارد. آيا حضور آقاي كروبي تاثيري در ريزش آراي اصلاح‌طلبان دارد يا خير با توجه به اين كه آقاي كروبي گفته است من تا آخر هستم و كنار نمي‌روم؟

طبيعي است آقاي كروبي با گرايش‌هايي كه دارد و يارگيري‌هايي كه كرده و سابقه‌اي كه داشته است، بخش عمده‌اي از آراي اصلاح‌طلبان را به خود اختصاص بدهد. بالاخره نام كروبي براي نسل دوم و سوم و چهارم آشناتر از ميرحسين موسوي است، بويژه كه ايشان يك دور هم كانديدا بوده و تبليغات انتخاباتي هم داشته.

با توجه به اين پيش‌بيني، امكان كنار كشيدن آقاي كروبي اصلا نمي‌رود؟

آقاي كروبي مواضع خيلي روشن و شفاف و صريحي در اين موضوع داشته است. وقتي خودش رسما اعلام كرده است كه من كنار نمي‌كشم، ما چه اصراري داريم كه از طرف ايشان اعلام نظر كنيم.

پس قطعا اصلاح‌طلبان با دو كانديدا وارد ميدان مي‌شوند؟

البته اگر بيشتر نشود.

ولي اين يعني ريزش آراي آنها؟

البته برآورد طراح اصلي جبهه مقابل احمدي‌نژاد اين نيست. آنها معتقدند كه اين تشتت آرا باعث مي‌شود انتخابات به مرحله دوم كشيده شود ولي واقعيت اين است كه فاصله راي آقاي احمدي‌نژاد نسبت به ديگران فاصله زيادي است.

شما بحث آقاي احمدي‌نژاد را مطرح كرديد. من مي‌خواستم بپرسم در اصولگرايان آيا كانديداي خاص ديگري هم وارد عرصه مي‌شود؟

امكان دارد كسان ديگري با اين عنوان وارد عرصه شوند، شخصيت‌هايي مانند آقاي روحاني و رضايي كه حضور آنها هم به منظور كاهش راي احمدي‌نژاد و كشاندن انتخابات به دور دوم است. البته آقاي قاليباف هم در اين پازل هستند كه اعلام كرده‌اند فعلا قصد ورود به انتخابات را ندارند و اميدواريم اين تصميم تا آخر ثابت بماند.

البته ايشان هم سفت و سخت نگفته است.

خب، حالا قبلا ايشان به اين شكل هم نمي‌گفت اما اين صحبتي كه كردند نشان مي‌دهد به هر ترتيب آقاي قاليباف تصميمي براي اين موضوع ندارد.

پس شانس آقاي احمدي‌نژاد در اين انتخابات خيلي زياد است؟

بله، به دلايل مختلف، مردم ما در تمام دوره‌ها  در دوره مقام رهبري، آقاي هاشمي و آقاي خاتمي  روساي جمهور را در هر دو دور انتخاب كرده‌اند، چون يك دوره را براي اجراي برنامه‌ها و جهت‌گيري‌هاي رئيس‌جمهور كافي نمي‌دانند. به اضافه اين كه آن كسي كه 4 سال اول رئيس‌جمهور است در بورس تبليغاتي كشور قرار دارد و همه دستگاه‌هاي تبليغاتي مثل صداوسيما و حتي مطبوعات به عنوان موافق و مخالف و بازتاب‌دهنده فعاليت‌هايش از او ياد مي‌كنند.

حضور افرادي نظير روحاني و محسن رضايي براي كاهش راي احمدي نژاد است

تازه شخصيتي مثل احمدي‌نژاد كه خودش به دليل پركاري و سفرهاي استاني‌اش به تنهايي يك رسانه است، ادبيات، نوع گفتمان و حرص و طمع وي براي برقراري ارتباط با مردم باعث شده تا او را متفاوت از ديگران كند. كارهاي عمراني كه دولت نهم در روستاها انجام داده سبد راي آقاي احمدي‌نژاد را سبد سنگين و متفاوتي نسبت به بقيه كرده؛ هرچند تلقي و تصور اين دوستان از كيسه‌هاي سيب‌زميني و آش و پول نشات مي‌گيرد. ظاهرا بايد گفت برخي همه را به كيش خود پندارند.

پس فكر مي‌كنيد رويكرد دولت، رويكرد مناسبي بوده و مردم به اين دليل به آن اقبال دارند؟

استقبال مردم در سفرهاي استاني و نظرسنجي‌ها در بدبينانه‌ترين شكل اين را نشان مي‌دهد. ببينيد مردم قبول دارند كه مشكلات اقتصادي وجود دارد، ولي همين مردم اين را هم قبول دارند كه دولت نهم با تمام وجود براي رفع مشكلاتشان در حال كار كردن است. مثل پدر خانواده‌اي كه اهل خانواده مي‌بينند اين پدر از صبح تا شب كار مي‌كند و كارش را هم درست انجام مي‌دهد و اهل رفيق‌بازي و بريز و بپاش نيست، ولي باز هم در خانه مشكل وجود دارد. مردم با وجود اين كه به وجود برخي كاستي‌ها و مشكلات اذعان دارند، اما مي‌دانند كه دولت براي رفع مشكلات آنها زحمت خود را كشيده است.

برمي‌گردم به ارتباط مجلس با دولت. در اين ارتباطات اخيرا تنشي هم ايجاد شد بخصوص در مبحث هدفمند كردن يارانه‌ها، بحث تعاملي كه قبلا وجود داشت در آخرين روزهاي دولت نهم تبديل به تعامل سختي شد. آيا اين مساله از نگاه شما يك دعواي خانوادگي است يا مساله‌اي ريشه‌اي؟

بيشتر يك دعواي خانوادگي است كه البته برخي همسايه‌ها هم از آن بهره‌برداري مي‌كنند و البته دعواي خيلي بدي است. در دعواي خانوادگي معمولا هر دو طرف تقصير دارند. در اين طور دعواها نمي‌شود گفت فقط يكي از دو طرف تقصير دارند و ديگري كاملا بي‌گناه است. من اين گونه تعامل و ارتباط را ميان مجلس و دولت سنجيده و نيكو نمي‌دانم و اين نامه‌نگاري‌هايي كه در پايان سال گذشته آغاز شد به هيچ وجه زيبنده دو قوه نبود؛ هرچند من هم مانند برخي نمايندگان ديگر از مخالفان روند تغيير بودجه بودم و فكر مي‌كنم نبايد تا اين اندازه بودجه تغيير داده مي‌شد.

انعكاس اين اتفاق در بين مردم مناسب نبود؟

قطعا، اين طور است. اين مباحث بايد در يك فضاي داخلي بررسي شود حتي اگر دو مجموعه سر همديگر داد بزنند نبايد به بيرون كشيده و عمومي شود و يك عده هم سوءاستفاده كنند.

معمولا دولتي‌ها مجلس را مقصر مي‌دانند و مي‌گويند اگر مجلس موافقت مي‌كرد... اگر مجلس اين كار را مي‌كرد... ما هم اين كار را مي‌كرديم، متاسفانه مجلس در اين وضعيت درگير مي‌شود. مي‌خواستم بدانم آيا واقعا شما اين گفتار و لحن را مي‌پسنديد؟

آيا واقعيت غير از اين است؟ بالاخره دولت لايحه بودجه‌اي مي‌دهد، بعد در مجلس تغيير جدي مي‌كند و طبق قانون ملزم به اجرا مي‌شود، طبيعي است كه دولت مجبور است بگويد كه من مي‌خواستم اين كار را بكنم، مجلس موافقت نكرد. اين گله و شكايت‌ها در همه دوره‌ها بين مجلس و دولت بوده ولي الان بزرگنمايي مي‌شود.

يعني شما اينجا براي آقاي احمدي‌نژاد يك امتياز منفي مي‌گذاريد؟

نه، من مي‌گويم كه اين روند طبيعي است.

مجلس مي‌گويد من بايد قانونگذاري كنم.

من هم رد نمي‌كنم، اين را قبول دارم منتها اينجا بعضي وقت‌ها نوع تفسير قانون و نگاه قانون متفاوت است. در بحث بودجه طبق قانون اساسي، دولت بايد لايحه خودش را ارائه كند و رديف‌هاي بودجه را مشخص كند. مجلس هم بايد آن را تصويب كند ولي يك موقع است كه تغييرات مجلس خيلي جدي مي‌شود و پازلي را كه دولت منظم كرده تغيير مي‌دهد.

به نظر دوستاني كه مخالف بودجه بودند آنچه دولت ارائه كرده حاصل كارشناسي كاملي نيست، من هم قبول داشتم و به اين دوستان گفتم طبيعي است، ولي آيا به‌هم‌ريختگي لايحه بودجه از سوي مجلس، اين پازل را مرتب‌تر مي‌كند يا به‌هم‌ريخته‌تر؟ البته آنها هم قبول داشتند كه مشكل اصلي نظام تهيه بودجه كشور است. به اين ترتيب دولت هم مي‌تواند به مردم بگويد اين بودجه‌اي نبود كه من پيشنهاد كرده بودم و بودجه‌اي كه من پيشنهاد دادم بودجه ديگري بوده است.

پس گلايه ايشان هم گلايه طبيعي بوده است؟

بله.

در ديدار نوروزي با رئيس‌جمهور، بزرگان مجلس حضور پيدا نكردند. آيا اين امر نشان مي‌دهد كه گلايه‌مندي‌هايي وجود دارد؟

من اين را قبول ندارم. در سال‌هاي قبل هم متعارف نبود رئيس مجلس حضور پيدا كند، چون آنها ديدارهاي نوروزي جداگانه‌اي با يكديگر دارند. عدم حضور امثال آقاي باهنر و آقاي حداد با قصد و منظور نبوده است. من خودم هم در جلسه نوروزي دولت شركت نكردم و تعدادي ديگر از نمايندگان مثل آقاي حسينيان هم نبودند.

رئيس‌جمهور در ديدار نوروزي خود با نمايندگان درخواست كردند هدفمند كردن يارانه‌ها مورد بحث قرار بگيرد. آيا فكر مي‌كنيد مجلس قدمي براي هدفمند كردن يارانه‌ها بردارد؟

پيام رهبر معظم انقلاب به بحث الگوي مصرف و اسراف و تغيير اين شيوه‌ها و روش‌ها اشاره داشت. رهبري وقتي مي‌بينند امروز قوه مجريه كه نقش جدي و مهمي در اصلاح الگوي مصرف دارد، مجموعه‌اي است كه به اين موضوع نه‌تنها اعتقاد بلكه جديت دارد و شجاعت عملي شدنش را هم دارد و براي رفع اين مشكل پا پيش گذاشته، قطعا ايشان به شكلي برنامه‌ريزي مي‌كند تا تمام اركان و بخش‌هاي نظام و حتي مردم در اين خط قرار بگيرند و اتفاقي كه سال‌هاست ايشان بر آن تاكيد دارد تحقق يابد. فكر مي‌كنم نامگذاري‌اي كه رهبر معظم انقلاب انجام دادند، يكي از زمينه‌هايش همين اقدامات دولت بود. به همين دليل نبايد عده‌اي دولت را به كار سياسي متهم كنند.

پس مجلس در بحث هدفمند كردن يارانه‌ها حركت خواهد كرد؟

بالاخره مجلس براي اصلاح الگوي مصرف بايد قدمي بردارد. يكي از مهم‌ترين اقدامات، بحث يارانه‌ها و هدفمند كردن آن است. دولت در اين خصوص كار كارشناسي بلندمدت كرده، مجلس اگر طرح منسجم‌تري نسبت به لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها دارد، بايد ارائه كند.

يعني صحبت‌هاي رهبري يك قسمتش برمي‌گشت به هدفمند كردن يارانه‌ها؟

قطعا اين طور است. بدون شك هدفمند كردن يارانه‌ها به عنوان يكي از مهم‌ترين منابع ما كه در مصرف آن با افراط مواجه هستيم به اين نامگذاري مربوط است. رهبر معظم انقلاب سال‌هاست اين توصيه را مي‌كند منتها ايشان وقتي مي‌بيند دولت روي اين قصه جدي است و اراده، همت و اعتقادش را دارد، مي‌خواهد براي انجام اين كار بزرگ همه دست به دست هم دهند.

فاطمه اميري