يادداشت حجت الاسلام غفوري در باره نفي مرزبندي هاي خودي و غير خودي

خشت كج

يك كارشناس مسائل سياسي در پاسخ به نفي مرزبندي هاي خودي و غير خودي در تبليغات انتخاباتي برخي نامزدها يادداشتي منتشر كرد.

 

 

متن اين يادداشت كه از سوي حجت الاسلام والمسلمين منصور غفوري در اختيار خبرگزاري فارس قرار گرفته به شرح ذيل است:
اين روزها كه هواي سياسي كشور انتخاباتي شده است نامزدهاي اعلام آمادگي كرده و احتمالي و طرفدارانشان هر كدام به گونه‌اي خودي نشان مي‌دهند، عيبي هم ندارد، نشاط سياسي لازم است و اين سفره آزادي به بركت اسلام و مجاهدانش به دست امام عزيز براي همگان گشوده شد. اما آنچه تأمل‌انگيز است بعضي كلمات اظهار شده از كساني كه انتظار نمي‌رود، به اين گفتار دقت شود، در بخشي از مصاحبه اول انتخاباتي ميرحسين موسوي آمده است:
1- «بنده بر روي اصول و ارزش‌هاي خود مي‌ايستم و اين‌گونه نيست كه خط قرمزي بكشم و افراد را گروه گروه و دسته دسته به مخالفت خود، نظام، حكومت و اسلام تبديل كنم و بارها اعلام كرده‌ام كه بنده اصلاح‌طلبي هستم كه دائم به اصول رجوع مي‌كنم.... بزرگ‌ترين مشكل زماني پيش مي‌آيد كه ما با خودي و غير خودي دانستن مسائل و ظواهر سبب افتراق در اين حوزه شويم.... امروز وبلاگ براي حمايت از ما تشكيل شده است اما برخي از سايت‌ آن‌ها به ساختارشكني و بيان حرفهاي تند روي آورده‌اند كه بنده از اين افراد و سايت‌ها دوري مي‌كنم.»
2- «... نظارت استصوابي را در اوايل انقلاب نداشتيم...»
3- «... آيا يك گشت امنيتي مي‌تواند جوانان ما را حفظ كند... نبايد اينقدر نسبت به جوانان بدبين بود بنده اين طرح را در صورت انتخاب شدن به عنوان رئيس جمهور جمع‌آوري خواهم كرد.»
4-«... اين چه نوع آشكارسازي است و بنده به عنوان مريد امام به شما مي‌گويم كه اگر به ايشان معتقد هستيد به حرفهاي حضرت امام توجه كنيد...»
و اما در اين مجال به اختصار فقط به سخن اول و دوم كه به همديگر مرتبطند يعني «خط قرمز نكشيدن» و «دسته دسته نكردن» و «به مخالف خود» و «مخالف نظام و مخالف حكومت» و «مخالف اسلام» تبديل نكردن و «خودي و غيرخودي ندانستن» مي‌پردازم گو اين كه خود آقاي ميرحسين موسوي در اين مصاحبه سايت‌هاي طرفدار خود را به ساختارشكن و غيرش تقسيم نمود و از آن‌ها دوري جست كه با گفته‌هاي ديگرش تضاد دارد. يعني اگر قائل به تفكيك نيستيد چرا نموديد؟ اما توصيه مي‌كنم تفكيك‌كننده با ملاك واقعي باشيد و اصول خود را از امام بگيريد كه توصيه نموده كه نااهلان و نامحرمان را شناسايي كرده و از تحويل انقلاب به آنان تحذير فرموده‌اند. آري برادر، بحث «خودي و غيرخودي» اگرچه بظاهر اصطلاح جديدي بنظر مي‌رسد اما از جهت مفهوم و محتوا و جايگاه همزاد با اديان الهي است تمامي انبياء الهي و نبي مكرم اسلام و ائمه معصومين (ع) گرفتار دو گروه بوده‌اند. كفار يعني دشمنان مسير خدا، و كفارنمايان يعني غيرخودي‌هاي خودي‌نما، دسته‌بندي كافر و مؤمن و منافق در قرآن و «ناكثين»، «قاسطين» و «مارقين» در نهج‌البلاغه و تعابيري چون «مِنّا» و «ليس منّا» و دستورات فراوان در برخورد با دشمن و شناخت آنان يعني «تولّي» و «تبّري» و... جديد نبوده است و همين مبنا را امام راحل براي جهانيان‌، بازشناسي نمود و اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي را تبيين نمود. كه من و امثال آقاي ميرحسين موسوي به اشتباه همه افراد را خودي ندانيم و احتمال بدهيم اسلام آمريكايي بدون مصداق نبوده است.
برادر گرامي مگر فراموش نموده‌ايد كه در دولت شما توسط وزير كشورتان از حضور غيرخودي‌ها در سرنوشت كشور استفسار شد و آن پير روشن ضمير و مراد خودي‌ها اين‌گونه دسته‌بندي نموده و فرمود: «نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند، و ضرر آن‌ها، به اعتبار آن‌ كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بي‌مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويل‌هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهك‌هاي ديگر، حتي منافقين، اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان بيشتر و بالاتر است...)
(صحيفه امام، ج 20، ص 481)
برادر، امروز مسأله اصلي مشخص شدن مرز نيروهاي وفادار به نظام اسلامي و عناصر مخالف اصل نظام و تشخيص صحيح اين مرزبندي است، امروز دشمن شفاف‌تر از ابتداي انقلاب ولي پيچيده‌تر وارد شده است و در بين صفوف و اقشار مختلف با ظاهر اسلامي و قيافه‌هاي حق به جانب ياري‌گيري نموده است، سيد بزرگوار به قول خودتان «اگر به امام معتقد هستيد به حرفهاي حضرت امام توجه كنيد.» آن بزرگوار براي دوستي خود با افراد مختلف و درستي راه آنان ملاك قرار داده است و به من و شما ابلاغ نموده كه «من بارها اعلام كرده‌ام كه با هيچ‌كس در هر مرتبه‌اي كه باشد عقد اخوت نبسته‌ام. چهارچوب دوستي من در دوستي راه هر فرد نهفته است.» يعني اگر راه او كج شد غيرخودي و غير امامي است. آن فرزانه يگانه دوران فرموده‌اند «ما بايد مدافع افرادي باشيم كه منافقين سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بريدند. ما بايد دشمن سرسخت كساني باشيم كه پرونده‌هاي همكاري آنان با آمريكا از لانه جاسوسي بيرون آمد. ما بايد تمام عشقمان به خدا باشد نه تاريخ كساني كه از منافقين و ليبرالها دفاع مي‌كنند، پيش ملت عزيز و شهيد داده ما راهي ندارند، اگر ايادي بيگانه و ناآگاهان گول خورده كه بدون توجه بلندگوي ديگران شده‌اند، از اين حركات دست برندارند، مردم ما آن‌ها را بدون هيچ‌گونه گذشتي طرد خواهند كرد... من در طول نهضت و انقلاب به واسطه سالوسي و اسلام‌نمايي بعضي افراد ذكري از آنان كرده و تمجيدي نموده‌ام كه بعد فهميدم از دغل‌بازي آنان اغفال شده‌ام.
آن تمجيد‌ها در حالي بود كه خود را به جمهوري اسلامي متعهد و وفادار مي‌نماياند و نبايد از آن مسائل سوءاستفاده شود و ميزان در هر كس حال فعلي اوست... (صفحه نور، ج 21) مناسب است به نمونه‌اي از تبيين روشنگري‌هاي خط امام راحل در تعريف خودي و غيرخودي توسط جانشين صالح و سكان‌دار كشتي انقلاب حضرت آيت‌الله خامنه‌اي دام‌ عزه كه در خطبه‌هاي نماز جمعه هشتم مرداد سال هشتاد و هفت ارائه فرمودند توجه شود معظم‌له فرمودند: «خودي كيست؟ خودي آن است كه دلش براي اسلام مي‌تپد، دلش براي انقلاب مي‌تپد، به امام ارادت دارد، براي مردم به صورت حقيقي نه ادعايي احترام قائل است. غير خودي كيست؟ غير خودي كسي است كه دستورش را از بيگانه مي‌گيرد، دلش براي بيگانه مي‌تپد، دلش براي برگشتن آمريكا مي‌تپد، غير خودي آن كسي است كه از اوايل انقلاب در فكر ايجاد رابطه دوستانه با آمريكا بود، به امام اهانت مي‌كرد، ناراحت نمي‌شد، اما اگر كسي به دشمنان بيرون از مرزها يا همدستان آن‌ها اهانت مي‌كرد ناراحت مي‌شد، اين‌ها غريبه‌اند، اسمشان چيست، هرچه مي‌باشد... هركس اين ‌طور باشد غريبه است.»
برادر گرامي حال نمونه‌هايي از حرفهاي بي‌پايه و التقاطي يادآوري مي‌شود.
1- روزنامه پيام آزادي، شماره 1. «... از منظر علم سياست و جامعه‌شناسي، بحث تحت عنوان خودي و غير خودي در حقيقت من درآوردي است زيرا اساس و پايه آن روي هواست.»
2- روزنامه نشاط شماره 141. «تقسيم‌بندي جامعه به دو دسته خودي و غيرخودي نه تنها به حال ملت و مملكت زيانبار است، بلكه تقسيمي است غير علمي، غير اخلاقي، غير انساني و غير عادلانه، اين تقسيم‌بندي، باقي‌مانده از جهان پيشامدن است.»
3- روزنامه فتح شماره 26. «كلمه خودي و غير خودي در فرهنگ سياسي جامعه ما يك واژه من‌‌درآوردي است و جايگاه درستي ندارد.»
اشتباه نشود اين كلمات سخيف در زمان سيدمحمد خاتمي و وزارت ارشاد آن دلداده به بيگانه چاپ شد و اما آخرين سخن من هديه‌اي به تمامي نامزدهاي اين انتخابات است و آن هشدار حضرت امام رحمت‌الله عليه به بني‌صدر يكي از نامزدهاي رياست جمهوري اول انقلاب است كه فرموده‌اند: «كراراً من گفتم كه بيا برو از اين گروهك‌هاي فاسد، از اين منافقين برّي كن، حيثيت خود را از دست مده، بيا برو در ملاء عام و اين‌ها را از خود بران، اين‌ها تو را به تباهي مي‌كشند و اين گروهك‌هايي كه در اطراف تو جمع‌ شده‌اند. الا بعضي معدود آن‌ها همه گرگهايي هستند كه مي‌خواهند تو را به تباهي بكشند، اين‌ها را از خود بران و اين‌ كه نتوانست بفهمد اسلام يعني چه، و كشور اسلامي يعني چه، و ملت اسلام يعني چه... اين خودش را به تباهي كشاند.» (صحيفه نور، ج 15، ص30)
سيد بزرگوار من گفته شما در توجه به گفتمان امام را قدر دانسته و استدعا به تبليغ آن دارم.
خشت اول چون نهد معمار كج تا ثريا مي‌رود ديوار كج