رفتن
موسوی به دور دوم، اولویت اول صحنهگردان پنهان
صحنهگردان
پنهان جریان اصلاحطلب،
برای بر هم زدن وضع موجود به هر تاکتیکی متوسل شده و مترصد این است تا در ساحت بازیگردانی
انتخابات 88 گزینه عدم تداوم دولت فعلی را به پیش برد و در همین چارچوب است که دیدارهای انتخاباتی وی با کاندیداهای
بالفعل و بالقوه معنا مییابد؛ از
یک سو در خفا به پشتیبانی میرحسین موسوی بر می خیزد، با کروبی رایزنی میکند، پیش از این
اخباری از ترغیب خاتمی به کاندیداتوری منتشر شده بود و در سوی دیگر همفکرانش از جمله حسن
روحانی را بهسوی گود انتخابات سوق می دهد.
صحنهگردان
اصلی که با شعار دولت وحدت ملی، به سوی انتخابات 88 خیز برداشت، در میانه راه و با برداشت های متفاوتی که از شعار
او صورت گرفت، به ناچار استراتژی
دیگری را برای میانداری انتخابات برگزید و در عین حال که با کاندیداهای مطرح گروههای دوم خردادی و اصلاح طلبان از جمله
خاتمی و کروبی جلساتی برگزار کرد،
کوشید تا آن سوی ماجرا یعنی اصولگرایان منتقد احمدی نژاد را نیز از خود نرنجانده و زیر پر و بال
خود بگیرد.
طرح
وحدت ملی ابتدا مصداقی در میان اصلاح طلبان پیدا نمی کرد و گزینه هایی چون لاریجانی و ناطق نوری و یا حتی حسن روحانی را در
بر می گرفت، اما به مرور با موضع گیری
های اصولگرایان در قبال این طرح و امتناع آنها از جمع شدن با چهره های دوم خردادی، به ناچار به سمتی رفت که اخباری از
ترغیب خاتمی برای کاندیداتوری
انتشار یافت.
خاتمی
در حالی که گام به گام، جا پای مدل هاشمی می گذاشت، ناگهان درگیر معادله "یا من یا میرحسین" شد که در نهایت با
کاندیداتوری موسوی او نیز از
گردونه
انتخابهای صحنهگردان خارج شد. اکنون موسوی کاندیدایی است که باید به عنوان مهرهای تحت مدیریت قرار گیرد
و البته تا حدودی چنین هم شده است.
در
روزهای اخیر، محافل رسانه ای از دیدار چندی پیش هاشمی و موسوی خبر دادند. هاشمی که با
عنوان "تلاش برای اجماع اصلاح طلبان" توانسته نفوذ خود را بر کاندیداهای این جریان حفظ
کند، می کوشد تا همانند خاتمی، این بار موسوی را به کنترل خود درآورد. هاشمی و موسوی را یک هدف و آن هم حذف احمدی
نژاد به هم نزدیک می کند و همین میتواند
نقطه شروع خوبی برای همکاری های آنها با وجود تمام اختلاف دیدگاههایی که به ویژه بر سر مسائل اقتصادی دارند، باشد.
برخی جمله هایی که امروز موسوی بر زبان
می راند، ترجمان گفتار هاشمی است. برای مثال متهم کردن دولت به "گداپروری" را
اینگونه ترجمه می کند: «دادن پول، صدقه و گونيهاي سيبزميني، ملت ما را كوچك ميكند و نميتوانيم
اميد داشته باشيم كه عزت نفس ملت ما براي روزهاي سخت ذخيره شود. وجود شبهات موجب ميشود لايحهاي مانند طرح تحول
اقتصادي دچار چنين مشكلات و
شبهاتي شوند.»
موسوی
از ابتدای شکست سکوت 20 ساله خود سیبل انتقادات را دولت کنونی قرار داده و کنفراس خبری اخیر او نمایشی بی سابقه در نفی
تمامی اقدامات دولت و سیاه نمایی
درباره 4 سال گذشته بود. او "قانونگريزي، به هم خوردن ساختارهاي تصميمگيري، عدم شفافيت
اطلاعات و گردش آن در كشور، افراط و تفريط ها در كار و عدم توجه به سرمايه اجتماعي ملت را از جمله دلايل اصلي حضور
خود در عرصه انتخابات" بر می شمرد و این
همان شیوه ای است که هاشمی پرچمدار آن است.
البته
گرایش هاشمی به موسوی یکسویه نیست چرا که میرحسین نیز الگوی وحدت ملی را به عنوان مدل انتخاباتی خود برگزیده و بارها اعلام
کرده که می خواهد از ظرفیت همه جناح
ها استفاده کند. او در کنفرانس خبری اخیر خود هم گفت: «در مورد چينش نيروها نظرم اين است كه
هر فردي كه ميتواند خدمت كند بايد از او استفاده شود.»
نحوه
ورود موسوی به انتخابات هم بسیار نزدیک به آن چیزی است که هاشمی می خواهد که در یک جمله با عنوان "اجماع علیه احمدی
نژاد" قابل تعریف است و
به
همین دلیل است که با وجود انتقادات ذاتیاش به دولت سازندگی و ضرورت موضع گیری درباره انحرافات دولت اصلاحات
وارد این حوزه نمی شود چرا که هدف صرفاً "نه به دولت فعلی" است. این موضوع تا جایی است که اخیراً در دیداری
که یکی از تشکل های حامیاش با وی داشتند،
در پاسخ به اینکه از او خواسته اند تا موضع خود را در قبال دولت های هاشمی و خاتمی مشخص بیان
کند، گفته است که در این باره صحبت نمی کند چرا که موجب دلخوری می شود و نمی خواهد که چنین شود.
در
همین حال در خبری که درباره دیدار هاشمی و موسوی منتشر شد، نکته ای مطرح شد که از سوی موسوی مورد تکذیب قرار نگرفت و آن اینکه
در قبال استقبال هاشمی از کاندیداتوری
آخرین نخست وزیر، او نیز خواهان حمایت علنی وی از خود می شود و می گوید: «من به حمایت شما از خود برخلاف دیگر دوستان
افتخار می کنم.»
دور
از ذهن نیست که گزینه مطلوب برای هاشمی، میرحسین نیست اما در شرایط فعلی و پس از آنکه گزینه مطلوب هاشمی یعنی آمدن خاتمی و
رقابت او با رئیس جمهور به شکست
انجامید، برگ برنده برای او شکستن آرا است. او از یک سو موسوی را به حمایت خود دلخوش می دارد و
از سوی دیگر بازی ای را آغاز کرده که سایر کاندیداها از کروبی گرفته تا محسن رضایی را در بر می گیرد. او حتی از طرح دولت
ائتلافی محسن رضایی هم حمایت
می کند تا صحنه
در
واقع نفس کشیده شدن انتخابات به دور دوم برای صحنهگردان اصلی جریان مقابل احمدینژاد موضوعیت
دارد و اگر از این کارزار بتواند در دور دوم، کاندیدای مورد نظر خود را پیروز بیابد که به گزینه مطلوبتر دست
یافته وگرنه به همین هم راضی است
که احمدی نژاد در دور اول پیروز انتخابات نشود چرا که نمیخواهد نتیجه یک انتخابات دیگر را
به این رقیب خستگیناپذیر واگذار کند.
محمود یوسفی