مروري بر عملكرد دستگاه سياست خارجي ايران ‌در سال 87

نمره‌ ديپلماسي ‌ايران

سياست خارجي ايران در سال گذشته فراز و نشيب رو به پيشرفتي را تجربه كرد؛ از ارتقاي روابط با كشورهاي آمريكاي لاتين تا تنش‌هاي تازه در روابط با برخي كشورهاي عربي ، از پيشرفت در پرونده هسته‌اي تا شدت و ضعف در برخورد با ايالات متحده.

با اين وجود سياست خارجي ايران اگرچه در برخي مواقع رويكردي انفعالي اتخاذ كرد، اما فعاليت‌ها و واكنش‌هاي خود رئيس‌‌جمهور نقاط ضعف دستگاه ديپلماسي كشور را پوشاند و پرونده معقولي را براي سياست خارجي كشور ورق زد.

براي بررسي سياست خارجي ايران در سال 87 بايد رويكرد كشور را در قبال ديگر كشورها دسته‌بندي كرد تا با بررسي هريك از اين روابط به نتيجه‌گيري منطقي و معقولي رسيد.

روابط ايران و كشورهاي عربي

براي بررسي روابط ايران با كشورهاي عربي هم بايد خود اين كشورها را دسته‌بندي كرد؛ چرا كه به دليل فقدان يكپارچگي ميان اعراب نمي‌توان به طور يكپارچه و منسجم در مورد رابطه ميان ايران و اعراب صحبت كرد.

روابط ايران با اعراب همواره با افت و خيزهايي همراه بود ضمن اين‌كه ويژگي عادي بودن يا تيرگي روابط هيچ‌گاه دائمي نبوده است؛ اما حضور گسترده آمريكا در خليج فارس، افغانستان، آسياي مركزي و قفقاز و سرانجام عراق پس از حادثه 11 سپتامبر سياست خارجي ايران را به سمت شتاب بخشيدن به رفع موانع احتمالي در روابط با كشورهاي عربي بويژه با كشورهايي كه در ميان اعراب از موقعيت ويژه‌اي برخوردارند سوق داده است.

رابطه با عربستان

سال 1366 در روزهايي كه ايران بشدت سرگرم جنگ با رژيم بعث عراق بود و در حالي كه عراقي‌ها نتوانسته بودند با وجود كمك تمامي كشورهاي منطقه به پيروزي در برابر ايران دست يابند، عوامل سعودي حمله برنامه‌ريزي‌ شده‌اي را عليه حجاج‌ ايراني ترتيب دادند و صدها حاجي ايراني را به خاك و خون كشيدند تا وهابيون سعودي كه پول‌هايشان نتوانسته بود عراق را در برابر ايران برتري دهد انتقام خود را از عده‌اي پيرمرد و پيرزن بگيرند.

اگرچه 22 سال از آن روز مي‌گذرد و ماجرا بنا به برخي مصالح سياسي و جهت عادي‌سازي روابط دو كشور به فراموشي سپرده شده است، اما اتفاق سال 66 نشان داده است كه سعودي‌ها با وجود تلاش براي برقراري روابط عادي و سازنده با ايران لااقل در ظاهر، كينه‌اي ذاتي با نظام شيعي ايران دارند.

رياض در دوران تازه بويژه در سال گذشته به اين نتيجه رسيده است كه با حمله آمريكا به عراق و روي كار آمدن دولتي شيعه در عراق، شيعيان منطقه قدرت گرفته و راه را براي كنترل منطقه باز خواهند كرد؛ از همين‌رو در قبال روي كار آمدن دولت شيعه در عراق موضعي منفي گرفت و آشكار و پنهان به مقابله با جنبش انقلابي وابسته شيعه حزب‌الله لبنان پرداخت و در اين راه پنهاني با سران صهيونيست هم‌جهت شد. اوج چنين رويكردي از جانب مقامات سعودي در قبال حمله اسرائيل به غزه و دولت قانوني حماس نمود يافت.

با وجودي‌كه دولت حماس دولت شيعه نيست، اما از حمايت معنوي ايران برخوردار است. هم‌اكنون نيز اگرچه عربستان سعي مي‌كند رابطه خوبي با ايران داشته باشد، ولي لابي ضدايراني در داخل عربستان بخصوص بندر بن‌‌‌سلطان كه در گذشته سفير عربستان در آمريكا بود و اكنون شوراي عالي امنيت عربستان را اداره مي‌كند بشدت از تنش‌هاي به وجود آمده و شعارهاي داده شده و مانورهاي نظامي كه در منطقه صورت مي‌گيرد بر ضد ايران استفاده مي‌كند. سفرهاي متعدد مقامات ايران به عربستان هم براي كاهش تنش‌هاي مقطعي خيلي موثر نبوده است.

روابط ايران و مصر

يكي از اولويت‌هاي سياست ديپلماسي ايران در دوران احمدي‌نژاد برقراري روابط با مصر بوده است و در اين مسير ايران بيش از مصر گام برداشته. سفرهاي مكرر مقامات كشورمان از جمله لاريجاني به مصر و تلاش براي رفع سوءتفاهم‌ها حركتي بود كه ايران مبتكر آن بوده است.

اگرچه حمله اخير رژيم صهيونيستي به غزه و حمايت برخي كشورهاي عربي از جمله مصر از تل‌آويو، تلاش‌هاي تهران و قاهره را براي نزديكي مجدد تا حدود زيادي تحت‌‌الشعاع قرار داد، اما هر دو كشور مقتدر منطقه به ضرورت سياسي برقراري روابط آگاهند؛ چرا كه:

1-‌ دو كشور 2 بازيگر مهم و تاثير‌گذار منطقه‌اي در خاورميانه هستند كه نمي‌توانند بدون وجود رابطه سياسي با يكديگر به اهداف خود نايل شوند.

2- امنيت و ثبات خاورميانه، دغدغه مشترك دو كشور ايران و مصر است. 2 كشور 2 آبراه اصلي يعني تنگه هرمز و كانال سوئز را در اختيار دارند.

3- افزايش حضور نظامي آمريكا در منطقه و نيز تهديد‌هاي آمريكا عليه كشورهاي اسلامي به بهانه‌هاي مختلف باعث شده تهران و قاهره لزوم نزديك شدن ديدگاه‌ها و مواضع خود را به يكديگر دريابند.

4- دو كشور نگراني‌ها و دغدغه‌هاي مشترك ديگري نيز دارند كه از آن جمله مي‌توان به وجود تسليحات كشتار جمعي رژيم صهيونيستي يعني دشمن شماره يك مسلمانان در منطقه اشاره كرد.

5- يكي ديگر از دلايلي كه نه‌تنها مصر بلكه ديگر كشورهاي عربي را نيز علاقه‌مند به گسترش روابط با جمهوري اسلامي ايران كرده، وجود مشكلات سياسي در داخل حكومتشان است.

6- يكي ديگر از ضرورت‌هاي برقراري رابطه ميان ايران و مصر بحث تبادل انديشه و فرهنگ ميان انديشمندان دو كشور است. اين رابطه مي‌تواند يك تعامل خلاق و مفيد را ميان متفكران 2 كشور و نهايتا جهان اسلام فراهم كند.

با وجود تمامي اين ضرورت‌ها برخي عوامل وجود دارند كه مصري‌ها را وادار به برخورد محتاطانه با موضوع تجديد روابط با ايران مي‌كنند.

يكي اين‌كه مصري‌ها پس از انعقاد پيمان كمپ ديويد با اسرائيل روابط كج‌دار و مريزي‌ با اين رژيم برقرار كرده‌‌اند، به گونه‌اي كه اين سال‌ها هم روابط صلح‌آميزي با اسرائيل داشته و هم در جبهه اعراب داراي نقش و تاثير‌گذار بوده‌اند.

از آنجا كه تجديد روابط با ايران بر روابط اين كشور با اسرائيل و حتي اعراب تاثير‌گذار خواهد بود مصري‌ها احتمالا ملاحظات متعددي در اين زمينه دارند. دوم اين‌كه در دستگاه سياست خارجي مصر مانند هر كشور ديگري ديدگاه‌هاي متفاوتي نسبت به موضوعات مختلف سياست خارجي وجود دارد و اين اختلافات در مورد رابطه با ايران هم صدق مي‌كند.

برخي ديدگاه‌هاي بدبينانه هم معتقدند كه اگرچه برقراري رابطه در اين مقطع بيشتر نياز مصري‌هاست تا ايران، اما روحيه معامله‌گري و ميل به سودجويي هر چه بيشتر ايجاب مي‌كند كه اولا مصري‌ها در مواضع رسانه‌اي خود از موضع‌ برتر سخن بگويند و ثانيا با نگاه معامله‌گرانه به اين مذاكرت آن را موضوع معامله خود با برخي از كشورها از جمله آمريكا و اسرائيل و يا حتي عربستان قرار دهند.

در اين ميان تا زماني كه مقامات مصري بر اين ترديدها غلبه نكنند ايران بيش از تلاشي كه هم‌اكنون در حال انجام دادن است، نمي‌تواند انجام دهد. به قول معروف هم‌اكنون توپ در زمين مصر است تا پاسخ حسن‌نيت ايران را بدهد؛ ايراني كه در اوج حمايت مصر از تل‌آويو در جنگ غزه حاضر نشد براي به‌هم زدن روابط نيم‌بند دو طرف موضعي منفي در قبال مصري‌ها اتخاذ كند.

روابط ايران با كشورهاي حاشيه خليج‌فارس

اگرچه موضوع ادعاهاي امارات درباره جزاير سه‌گانه ايراني همواره بر روابط ايران و كشورهاي حاشيه خليج‌فارس سايه‌افكنده است، اما سوءتفاهم ايجاد شده ميان ايران و بحرين شايد مهم‌ترين رويداد در روابط ايران با كشورهاي حاشيه خليج‌فاس در سال 87 بود.

اين سوءتفاهم كه در پي سخنان ناطق نوري در خصوص پيشينه بحرين بروز كرد خيلي‌ زود با حضور فرستاده احمدي‌نژاد در منامه و پاسخ متقابل مقامات بحرين حل و فصل شد، اما اواخر سال 87 كشور عربي مراكش با مستمسك قرار دادن اين موضوع روابط خود را با ايران قطع كرد.

سوءتفاهم ايجاد شده ميان ايران و بحرين مهم‌ترين رويداد در روابط ايران با كشورهاي حاشيه خليج‌فارس بود

با وجود اين رويداد روابط ايران با كشورهاي حاشيه خليج‌فارس در سال گذشته بيشتر در چارچوب پيشنهاد 12 ماده‌اي احمدي‌نژاد براي تقويت همكاري‌ها در خليج‌فارس تعريف و برنامه‌ريزي شد.

 احمدي‌نژاد كه آذرماه 86 به عنوان ميهمان در بيست و هشتمين نشست سران كشورهاي شوراي همكاري خليج‌فارس در دوحه قطر شركت كرده بود، پيشنهادهايي براي گسترش همكاري‌ها در خليج‌فارس مطرح كرد كه سال 87 نيز اين پيشنهاد از سوي دو طرف پيگيري و بررسي شد و پايه و اساس روابط دو طرف قرار گرفت.

در ميان كشورهاي عربي حاشيه خليج‌فارس اگرچه قطر به عنوان پايگاه دائمي نظاميان آمريكايي در منطقه تلقي مي‌شود و تهران از اين بابت از اين كشور دلخور است، اما واكنش‌هاي خوب و معقول مقامات قطري در سال گذشته باعث شد ايران نيز در جهت تقويت مواضع اين كشور گام بردارد بخصوص اين كه قطر پتانسيلش را دارد كه با وجود كوچكي كشور نقش مهم‌تري از عربستان در هماهنگ كردن نقش اعراب داشته باشد.

ايران در حياط خلوت آمريكا

سابقه روابط جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي منطقه آمريكاي لاتين به حدود 105 سال پيش‌ بازمي‌گردد. طي سال‌هاي 1902 و 1903 وزيرمختار ايران در واشنگتن مسافرت‌هايي به آمريكاي جنوبي داشت و عهدنامه مودت و تجارت با كشورهاي مكزيك، برزيل، آرژانتين، اروگوئه و شيلي امضا كرد ولي برقراري روابط سياسي و سفارت در كشورهاي مزبور در حدود 30 سال پيش محقق شد.

در دوران اسلامي و از سال 1381 تحولات سياسي در منطقه آمريكاي لاتين به گونه‌اي شكل گرفت كه منجر به به قدرت رسيدن احزاب چپ شد. روي كار آمدن داسيلوا در برزيل، كرشن در آرژانتين، مورالس در بوليوي، كورآ در اكوادور و دانيل اورتگا در نيكاراگوئه و از همه مهم‌تر تحكيم و بسط قدرت چاوز به عنوان مركز ايده همگرايي منطقه‌اي بر محور ايده‌هاي سيمون بوليوار، همگي حكايت از اين موضوع دارد كه گروه ناسيوناليست‌ها و سوسياليست‌ها در منطقه در حال ايجاد اتحاديه‌اي سياسي از هم‌مسلكاني هستند كه در نظام بين‌المللي جديد به دنبال هويت جديد و مستقل از قدرت‌هاي نظام بين‌المللي هستند، به‌علاوه اين كه كوبا نيز در كنار مرزهاي ايالات متحده سال‌‌هاست از چنين مسلك و ايده‌اي حمايت مي‌كند و طرح‌هاي مختلف و متعدد واشنگتن براي تغيير نظام اين كشور تنها به فزوني قدرت آن منجر شده است. اين تحولات سياسي در آمريكاي لاتين مورد توجه دولت نهم قرار گرفت.

چنين رويكردي در سال 87 نيز ادامه داشت و مقامات سياسي كشورمان بارها براي گسترش روابط به كشورهاي آمريكاي لاتين با محوريت ونزوئلا سفر كردند و طبيعي است آنها نيز متقابلا با سفر به ايران تمايل خود را براي گسترش اين همكاري‌ها اعلام كردند.

با توجه به اين كه ايران از چنين روابطي علاوه بر منافع اقتصادي، توانست در كنار مرزهاي دشمن ديرينه خود يعني آمريكا جاي پايي باز كند به اعتقاد بسياري از كارشناسان سياسي موفقيت خوبي براي احمدي‌نژاد و دولت نهم محسوب مي‌شود.

روابط با دشمنان ديرينه

شكي نيست كه دولت احمدي‌نژاد راحت‌تر از دولت‌هاي قبلي از مذاكره با آمريكا سخن گفت. او حتي به سخن اكتفا نكرد و پا در عرصه عمل نهاد. او براي شكستن يخ روابط ايران و آمريكا براي جورج بوش، رئيس‌جمهور افراطي آمريكا نامه نوشت. نماينده دولت نيز براي شكستن تابوي گفتگو با آمريكا با نماينده آمريكا بر سر يك ميز نشست تا درباره عراق گفتگو كند.

اين گفتگو به درخواست آمريكا صورت گرفت، اما از آن حيث اهميت داشت كه 2 كشور پس از 29 سال باب گفتگو را گشودند، هرچند موضوع درباره كشور سومي بود كه دو طرف، منافع خود را با سرنوشت آن گره‌خورده مي‌ديدند.

اما اتفاق ديگري كه بويژه سال گذشته توجه همگان را جلب كرد حضور هوشنگ اميراحمدي، رئيس‌ شوراي دوستي ايران و آمريكا در ايران و ديدار او با برخي از اعضاي دولت نهم بود. اين اتفاق كه در ميانه سال 87 رخ داد اگرچه ابتدا با تكذيب دولت‌ها روبه‌رو شد، اما خيلي زود عادي و به عنوان يك گام مثبت از سوي آمريكا تلقي گرديد.

اتفاق ديگري كه سال گذشته در جهت شكستن تابوي رابطه ميان ايران و آمريكا رخ داد، تصميم آمريكا براي افتتاح دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران بود كه ابتدا روزنامه واشنگتن پست آمريكا آن را برملا كرد.

پس از آن بود كه احمدي‌نژاد در حاشيه يكي از جلسات هيات دولت در پاسخ به اين پرسش كه نظر شما درباره طرح تاسيس دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران چيست؟ گفت براي نزديكي دو ملت ايران و آمريكا از هر پيشنهادي حتي اگر از سوي مقامات كاخ سفيد باشد، حمايت مي‌كند؛ هرچند پس از آن لاريجاني اين حركت آمريكايي‌ها را حركتي فريبكارانه خواند، اما بسياري گفته‌هاي احمدي‌نژاد را چراغ سبز ايران به آمريكا خواندند.

اما مهم‌ترين رويداد در روابط پرتنش ايران و آمريكا رفتن جورج بوش تندرو و تيم نومحافظه‌كار وي و آمدن اوباماي سياهپوست بود كه با شعار تغيير پيروز شده بود. با انتخاب اوباما، احمدي‌نژاد براي او هم نامه نوشت و انتخاب او را تبريك گفت و اين نخستين بار در طول تاريخ 30 ساله جمهوري اسلامي ايران بود كه يك رئيس‌جمهور ايراني، انتخاب به عنوان رئيس‌جمهور آمريكا را به وي تبريك مي‌گفت.

پيام احمدي‌نژاد به اوباما نه آغاز كلام بلكه پاسخ او بود به مواضع اوباما در طول رقابت‌هاي انتخاباتي، زيرا اوباما در ماه‌هاي گذشته برخلاف رقيب جمهوريخواه خود بارها بر آمادگي براي مذاكره مستقيم و بدون پيش‌شرط به ايران تاكيد كرده بود.

با وجود اين مقامات كشورمان همچنان با ديده ترديد به سياست‌هاي اوباما مي‌نگرند و اين ترديد هم بي‌دليل نيست، همان گونه كه رهبر انقلاب در سخنراني روز اول فروردين در مشهد اعلام كردند آمريكا تاكنون اقدامات بي‌شماري عليه ملت و دولت ايران انجام داده كه براي عملي كردن شعار تغيير بايد اين اقدامات را جبران كند.

از بلوكه كردن و دارايي‌هاي ايران تا سرنگون كردن هواپيماي مسافربري كشورمان، از حمايت از رژيم صدام در جنگ تحميلي تا تحريم‌هاي 30 ساله عليه ايران بنابراين مقامات كشورمان همچنان منتظرند تا ببينند اوباما غير از شعار، در عمل هم به دنبال تغيير رويكردهاي ايالات متحده در قبال ايران هست يا خير.

عباس محمدنژاد/ دبیرسرویس سیاسی روزنامه جام جم